چگونه نوآوری داشته باشیم ؟

تحقیق و توسعه

29 دسامبر, 2017

پس از قدرت گرفتن عصر ارتباطات و شفافیت و دسترس پذیری اطلاعات، رقابت در کسب و کارها و علوم به قدری سخت و تنگاتنگ شده است که به نوعی به مسئله تنازع بقا تبدیل شده. اگر توانستید نوآوری داشته باشید و چیز جدیدی ارائه کنید کمی بیشتر زنده می مانید، و اگر نه … .

پیش تر به بررسی ماهیت نوآوری به صورت جمع بندی مجموع مباحث مطرح در این حوزه پرداخته ایم، اما اینکه نوآوری به چه صورت رخ می دهد و زمینه های ظهور و بروز نوآوری (فرآیند نوآوری) چگونه فراهم می شود مسائلی است که در این مقاله و مقالات بعدی به آن خواهیم پرداخت.

اما پیش از چگونگی ایجاد نوآوری لازم است برخی شرایط مطرح مناسب برای فرآیند نوآوری را بررسی کنیم.

اضطرار و فشار :
با بررسی تاریخی عموم نوآوری های سرنوشت ساز در تاریخ بشر، قطعا به این جمع بندی خواهیم رسید که اغلب آنها در شرایط پرفشار و پر استرسی نظیر جنگ، بیماری های همه گیر، فقرهای کلان و شرایطی مثل اینها صورت پذیرفته. از جمله دلایل آن شاید بتوان به موارد زیر اشاره کرد :

  • تمرکز قاطع برروی مسئله ای حیاتی
  • بی پروا شدن انسان از شکست ناشی از نوآوری، چراکه شکست مذکور از سختی شرایط کوچک تر است
  • ناچاری برای حل مسئله هایی که منجر به بقا می شوند
  • خالص شدن تفکر و عدم حاشیه پردازی

جالب اینجاست که شرکت هایی مثل گوگل برای فراهم کردن زمینه های نوآوری منابع کلان و نامحدودی در نظر نگرفتند و فقط کمتر از چند درصد (1-5%) زمان و ثروت برای این بخش اختصاص داده اند و کارمندان خود را تحت فشار گذاشته اند که در همین شرایط به نوآوری دست بزنند. این تدبیر موجب اندیشه متمرکز و به دور از حاشیه و مطلوب بر روی نوآوری سازمان شده !

دانش مکتبی و فلسفه شناسی :
بسیاری از نوآوری های حاصل در صنایع و محصولات و خدمات از دانش های فلسفه ای و مکتبی به اجاره گرفته شده اند. برای مثال وقتی ظهور و بروز تفکر منافع اشتراکی مارکسیست در صنایع بزرگ را بررسی می کنیم، شاهد این هستیم که محصولی که در جایی ایده پردازی می شود، در جای دیگر ساخته می شود و توسط شرکت دیگر توزیع شده و به فروش می رسد. بر خلاف گذشته که شرکت ها در حفظ و ایجاد همه زنجیره تامین در انحصار خودشان بسیار کوشا و مصمم بودند.

تنش های روحی و عاطفی :
طبق تحقیقات انجام شده روی زندگی نامه افراد نوآور و مخترع و مکتشف، اغلب نوآوری های آنها ارتباطی واضح با بحران های زندگی شخصی آنها داشته، چراکه در این شرایط به دلیل تنش های روحی و غلظت احساسات، هرگونه اثری از محیط در ذهن فرد باقی مانده و تاثیرپذیری او نسبت به آن اتفاق به حد نهایت می رسد و در مواردی حتی باعث جهت گیری زندگی شخص می شود. در آینده ای نه چندان دور فرد برای تعریف نوآورانه کسب و کار خود وقتی به تجربیات گذشته می نگرد تا نیازی را برطرف کند یا شادی ای را منتقل سازد، این گذشته احساسی اولین چیزی است که از منظر و خاطر او می گذرد و نیازهای این دوره از همه نیازهای دیگر او پررنگ تر است.

موهبتی به نام نقص :
پس از صنعتی شدن زندگی انسان و ورود او به عصر ماشین، تمایل انسان برای تعریف مشخص و فرموله کردن اتفاقات دنیا و استانداردسازی ها، منجر به این شد که انسان ها عموما شبیه هم شوند. در سبک زندگی، تحصیل، ازدواج و … . و متاسفانه این استانداردها به عنوان شاخص های تراز و کمالی تعریف شدند به طوری که اگر انسانی قصد خروج از این سیستم ها را داشته باشد عموما دیوانه و یاغی تلقی می شود. اما کسانی که جرات داشته و از این صف ها خارج شدند، پس از کنار گذاشتن ترس ها، با مسائل و دید جدید از دنیا برخورد می کنند که پیش از آن برای آنها مستور بوده. موفقیت در دیدن دنیایی بیرون از دنیای استاندارد فعلی باعث می شود انسان تلاش هایی برای یافتن نقطه بهبود بعدی، خارج از شرایط موجود، انجام دهد.

بنابراین استقبال از ناقص بودن، دیوانه بودن و القاب اینچنینی، به فرد این امکان را می دهد افقی بالاتر از استانداردهایی داشته باشد که حتی شاید اشتباه باشند.

دلالی دانش :
پیوند زدن دانش هایی که ظاهرا شاید ارتباطی با هم نداشته باشند یگی دیگر از روش های ایجاد نوآوری است. برای مثال الگوریتم ژنتیک در مهندسی نرم افزار و گرایش هوش مصنوعی، پیوندی موفق از زیست شناسی داروینی و نرم افزار و الگوریتم های ریاضی است که به کمک آن مسائل غیرقطعی را مورد بررسی قرار می دهند. یا ترکیب تکنولوژی ارتباطی و صنعت عکاسی که منجر به بوجود آمد موبایل های با دوربین پیشرفته شده است.

بنابراین داشتن مطالعه های متفرقه مورد علاقه یا داشتن مدرک مهندسی در چند رشته به جای دکترا در یک رشته، شاید ایده ای جالب و جدید برای ایجاد نوآوری و ارتقای رزومه فردی باشد.

تغییر دیدگاه :
گاهی نگریستن به یک مسئله از منظرهای مختلف باعث می شود زوایای پنهانی از مسئله ظهور پیدا کند که منجر به ارائه راه حلی متفاوت برای وضع موجود شود. برای مثال سفرهای جاده ای، دریایی و هوایی همه و همه پاسخی برای حل یک مشکل هستند، جابجایی، اما در بسترهای متفاوت و با دیدگاه های مختلف. بنابراین شاید بد نباشد اگر مشکلی به ذهن شما می رسد، برای حل آن، نگاه افراد مختلف و تجربه سایر رقبا را نیز مورد بررسی قرار دهید و از خود بپرسید آیا رویکرد متفاوتی برای حل این مشکل وجود دارد ؟

فرار از عادات :
عادت کردن یکی از مکانیزم های مغز برای کاهش مصرف انرژی مغز است. فرض کنید اگر همیشه در هنگام رانندگی مثل اوایلی که این کار را می کردید نیاز به تمرکز و دقت داشتید، دیگر احتمالا امروز کسی از سردرد و خستگی های ناشی از آن، از اتوموبیل استفاده نمی کرد. اما مکانیزم عادت کردن همه شرایط را برای ما آسان می کند. بشر این توانایی را دارد به بدترین شرایط نیز عادت کند و دوام بیاورد و حتی از آن خوشحال باشد.

فرار از عادت و به چالش کشیدن مغز شاید کار سخت و انرژی بری باشد اما باعث می شود دائما در مورد پیرامون خود با دقت تر بیاندیشیم و به پتانسیل های محیط برای رشد و ارتقا توجه بیشتری داشته باشیم. بنابراین از همین امروز سعی کنید عادات ثابت خود را کنار بگذارید، مثلا اگر برای رفع خستگی روزانه چند لیوان چای ننوشید چه جایگزین دیگری برای آن دارید ؟

یافتن درخت معنا :
مشکل آلودگی هوا را در نظر بگیرید. از یک سو می توان با دادن راه حل های مصداقی به حل این مشکل پرداخت، مثل تعطیل کردن مدارس، طرح زوج و فرد و …، و از سوی دیگر می توان با پرسیدن یک چرا دلایل اصلی و بزرگتر مشکل را پیدا کنیم که احتمالا منجر به اختراع اتوموبیل های الکتریکی می شود (فرض کنیم هنوز اختراع نشده!). شما کدام را ترجیح می دهید ؟

حل کردن مصداقی مشکلات اغلب یک نقطه ضعف بزرگ دارد، که اگر خود راه حل مشکل داشت چه اتفاقی خواهد افتاد ؟ برای حل مشکل گرانی میوه، سیستم نظارتی بازار را ایجاد می کنیم، اگر این سیستم نظارتی رشوه پذیر بود چطور ؟ سازمان نظارت بر ناظران را بوجود می آوریم و … . فکر می کنید چرا دولت ایران چنین گسترده و وسیع شده که امکان مدیریت و پرداخت مطالبات آنها غیرممکن شده ؟

ایلان ماسک در یکی از توصیه های چندگانه اش برای موفقیت پیشنهاد می کند همه مسائل را به صورت معنایی دیده و حل کنید. ابزار آن هم پرسیدن “چرا” است !

بینش عمیق تر به گذشته :
امام علی (ع) در بیانی گرانقدر اشاره به این می کنند که با نگرش به گذشته می توان آینده را پیش بینی کرد، چرا که تاریخ دائما در حال تکرار شدن است.

برای مثال در عصر کلاسیک منافع عموما در اختیار عده ای اندک بود، این حصر پس از رنسانس شکسته شد و ورود به عصر مدرن منافع را در دسترس عموم قرار داد. پیرو همین تفکر و خط مشی تاریخی در نظر بگیرید تغییر رویه عکاسی از انحصاری بودن در حیطه عده ای خاص از هنرمندان را با شرایطی که اینستاگرام در اختیار عموم قرار داده و از همه عکاس ساخته. یا انحصاری بودن دانش را با وبسایت های پر شده از تنوع آموزش های در دسترس. به نظر شما آینده صنعت اتوموبیل سازی چگونه خواهد بود ؟

تفکر معکوس :
در بسیاری از مواقع اندیشیدن از مقصد به مبدا می تواند به ایجاد طرحی نو منجر شود. برای مثال یکی از کارهایی که استیو جابز در اپل می کرد، مجبور کردن گروه طراحی به ایجاد ایده ای نو در راستای یک چشم انداز و سپس مجبور کردن گروه الکترونیک و نرم افزار شرکت به تولید لوازم و ملزومات داخلی آن محصول طراحی شده بود. برای مثال ساخت آی پاد با آن ابعاد کوچک و غیرمنتظره از طراحی پوسته و ظاهر آن شروع شد، سپس جابر گروه الکترونیک و مسئولان گروه تامین شارژدهی و باتری محصول را مجبور کرد سیستم های خود را با حداقل اشغال فضا و حداکثر بازدهی بازطراحی و پیاده سازی کنند و در نهایت محصول را برای برنامه ریزی به گروه نرم افزار سپرد.

یا فورد، موسس شرکت اتوموبیل سازی فورد، برای رقابت با محصولات ارزان بازار، ابتدا قیمت تمام شده محصول خود را تخمین زد، سپس به طراحی خط تولیدی پرداخت که تا حد ممکن حاشیه سود مناسب برای رقابت و رشد شرکتش را فراهم آورد و به صورتی باور نکردنی امروز او را پدر “خط تولید” در صنایع می شناسیم !

منبع شناسی (خودشناسی) :
یکی از بزرگ ترین آفات نوآوری، عدم تمرکز و اصطلاحا شاخه به شاخه پریدن و اتلاف وقت است. بهترین روش برای ایجاد نوآوری شروع از خود است. این روش باعث می شود شما از همه نبایدها دور شده و به تمرکز بر چیزی بپردازید که بر آن اشراف دارید. شروع از خود و منابعی که در اختیار دارید، شامل تجربیات، شخصیت، پتانسیل ها، ارتباطات و …، به شما کمک می کند به تولید چیزی بپردازید که عمیقا منحصر به سبک زندگی شماست و غیر قابل تکرار.

در گذشته خود تفکر کنید، انتخاب ها و جبرهایی که به زندگی شما جهت داده اند، شخصیت خودتان، علاقه مندی هایتان، محیطی که در آن رشد کردید، دغدغه مندی هایتان و … تا نقطه مشترک و الگویی برسید که می تواند آینده شما را شکل دهند.

در تفکر سازمانی نیز همین مسئله مطرح است که شرکت چه منابعی، اعم از تجربه، دانش، توانایی مالی و فنی و …، را داراست و بر پایه آن چه کاری می تواند انجام دهد که :

  • از آن پول در آورد
  • به آن علاقه داشته باشد
  • در آن متخصص باشد

 

البته شرایط فوق تنها چند نمونه از شرایطی است که ما در مجموعه ای از مقالات و مطالعه ها یافتیم و قطعا محدود به این نیست. اما درک کردن و ایجاد این شرایط در زندگی و محیط کسب و کارها می تواند به رشد نوآوری و رشد اقتصادی قابل توجهی منجر شود.

در مقاله بعد تعدادی از روش های تکنیکال ایجاد نوآوری را صرفا معرفی می کنیم و در سایر مقالات به توضیح تفصیلی تر هر یک می پردازیم.